سبک اول: چند تربیتی
چند تربیتی بودن زمانی است که مراقب کودک به دلایل مختلف او را به دیگران میسپارد و این کار را نسبتاً زیاد انجام میدهد. اما چرا آنقدر این کار آسیبزاست؟ چون زندگی کودک به شدت به مراقبش وابسته است پس باید خودش را با او تنظیم کند تا مورد حمایت مراقبش قرار بگیرد. این تلاش کودک در جهت بقا اوست چون تلاشی برای نزدیک کردن مراقبش به خودش، و در نتیجه دور شدن از خطرات احتمالی است. پس کودک تلاش میکند خودش را تا جایی که میتواند با مراقبش تنظیم کند، اما اگر مراقب مدام تغییر کند (حتی اگر مراقب خیلی خوشبرخورد و مهربان هم باشد) حسابی کودک را سردرگم میکند. این سردرگمی کودک را در رسیدن به یک ارتباط با ثبات ناامید میکند. پس نتیجه آن ناامنی و آشفتگی است.
سبک دوم: مهدکودک
مهدکودک به آن دلیل آسیبزاست که هم تعداد بچهها و هم کیفیت ارتباطی مراقبت و نوع رابطهای که با کودک برقرار میشود به شکلی جدی در خطر بیاعتنایی قرار دارد، چون آن شخص (مربی مهد) نمیتواند تعامل یک مادر خوب را داشته باشد و از طرفی زمانی که کودک در مهدکودک است ناکامی زیادی را در نبود مراقب اصلیاش تجربه میکند، و این مانع شکلگیری احساس دوستداشتنی بودن و امنیت میشود که پیامد آن ایجاد نگاههای بدبینانه در کودک است.
سبک سوم: والدین کم پیدا
والدین با حضور بهاندازه و با ثباتشان به کودک کمک میکنند که به ارتباطی صمیمی و امن با دنیا دست پیدا کند و به دنیای آشفته درونش نظم بدهد وقتی والدین بهخوبی در کنار کودکشان هستند این امنیت باعث میشود کودک به مراقب اعتماد کند و در نتیجه صمیمیت و عشق پدیدار شود. اگر والدین به هر دلیل نتوانند حضور کافی داشته باشند، بهجای صمیمیت و عشق، نفرت و بهجای امنیت، ترس و ناامنی خواهد نشست و در نتیجه شخصیتی بر اساس نفرت با انواع اختلالات شکل میگیرد.
نکته مهم به قول وینیکات: مادر باید بهاندازه کافی خوب باشد.
یعنی اولاً مادر باید حضور داشته باشد، ثانیاً بهاندازه ناکام و کامیاب کند. برای اینکه مراقب خوبی باشیم باید سلامت روان داشته باشیم چون ارتباط خوب محصول ظرفیت روانی است. پس یادمان باشد اگر هزاران تکنیک هم بلد باشیم، ولی ظرفیتمان پایین باشد نمیتوانیم از آنها استفاده کنیم و اگر هم ظرفیت روانی بالایی داشته باشیم مشکلی در ارتباط نخواهیم داشت چون درک متقابلی از نیازهای کودکمان داریم.
افشین ابراهیمی (روانکاو)




