چرا به خودمان دروغ میگوییم؟
برای پرهیز از احساساتی که پذیرفتن واقعیت در ما ایجاد میکنند.
بهجای روبهروشدن با حقیقت، ما منتظر میمانیم تا تخیلاتمان حقیقت یابند و اینگونه از حقایق زندگیمان اجتناب میکنیم. با انتظار کشیدن برای تبدیل واقعیت به چیزی غیرواقعی، ما به خودمان درباره عزیزانمان،خودمان و زندگی دروغ میگوییم. ما رنج میکشیم زیرا با واقعیت میجنگیم،جنگی که همیشه در آن بازندهایم.دروغهایی که به خودمان میگوییم برای ما نامرئیاند. ازاینرو، به درمانگری نیاز داریم که به ما در دیدن آن دروغها و خسارتی که وارد کردهاند، کمک کند. آنگاه تازه میتوانیم با حقایقی که از آنها اجتناب میکردیم روبهرو شویم هنگامیکه خیال را رها کنیم، با واقعیت روبهرو میشویم؛ و با پذیرفتن احساساتمان و واقعیت آنطور که هستند، نهتنها خود واقعیمان را کشف میکنیم، بلکه دنیا را آنطور که هست درمییابیم. بهاینترتیب، میتوانیم به دنیا و حقایقی که آشکار میکند وارد شویم.
برشی از کتاب دروغهایی که به خود میگوییم
جان فردریکسون
ترجمه علیرضا منشی ازغندی




