تمایز بین ظرفیت بیمار برای برقراری اتحاددرمانی و حفظ آن از احساسات مثبت نسبت به درمانگر و درمان که از منابع دیگر ناشی می شوند، ممکن است به ویژه در آغاز درمان دشوار باشد. احترام نسبی و یا حتی عاطفه نسبت به درمانگر و تمایل اولیه برای حضور در جلسات، ضرورتاً نشان دهنده ی آمادگی بیمار برای ادامه ی کار درمان نیست.
این در مواردی پررنگ تر است که بیمار برای جلب رضایت یکی از خویشاوندان یا پزشک اش درخواست کمک می کند، برخی افراد نیز به دلیل آنکه روانکاوی بخشی از مرحله ی آموزشی آنهاست، متحمل روانکاوی می شوند (گیتلسون، ۱۹۵۴).
به طور کلی از ابتدا ضروری است که تعیین کنیم:
الف)آیا بیمار از ظرفیت شکل دهی اتحاد برخوردار است؟
ب) آیا میتواند برای برقراری اتحاد در طول تحلیل انگیزه ای مناسب و کافی ایجاد کند که از آن طریق بتواند استرس ها و فشارهای درمان را تحمل کند؟
اهمیت ارزیابی ظرفیت بیمار برای شکل دهی اتحاد درمانی و توسط نویسندگانی چون گسلی مکران (۱۹۸۹) مورد تأکید قرار گرفته است که به ظرفیت اتحاد درمانی در بیماران با اختلال شخصیت ضداجتماعی شاخص پیش بینی کننده مهمی است. روانکاوان به طور معمول بیمار سایکوتیک را تحت تحلیل قرار نمی دهند»
اتحاد درمانی
سندلر هولدر و دیر
نهاله مشتاق




