loading

ماهیت تکامل انسانی وابستگی به پیدایش یک عامل یا نیروی روانی مخصوصـی دارد کـه در فرهنـگ روانکاوی «من برتر» خوانده می شود. برای فهم و تکوین و موجودیت یافتن ایـن عامـل و نیـروی مشـخص لازم است چنین گفته شود که: تکامل ایجـاب مـی کنـد و لازم مـی آورد کـه بـرای بوجـود آوردن نیـروی توانمندی که در آدمی جای زور و فشار را اشغال نماید، زور و فشار خارجی اندک اندک به شکل نیرویی کـه واجد همان قدرت و توان باشد داخلی گردد.

در معنا و مفهومی ساده تر اینکه عوامل خارجی کـه در کـودک ایجاد ممنوعیت و محرومیت هایی می نمایند همچون: پدر، مادر، مربی، آموزگار، دایه و برخی دیگر از عوامل که به شکل نیروهای جلوگیر و مانع در اطراف پراگنده می باشند کم کم با مـرور زمـان در داخـل آدمـی بـه شکل نیرویی داخلی متمرکز شوند. به هر نسبتی که از نیروی خارجی کاسته شود به فشـار و سـخت گیـری داخلی که وجدان یا «من برتر» نامیده می شود، افزوده می گردد.

در واقع «من برتر» هر فردی نیرو و فشـار خارجی در دوران کودکی است که از طرف بزرگتران نسبت به او اعمال مـی شـده و در سـیر تمیـز و بلـوغ اجتماعی این فشار خارجی در آدمی داخلی گشته و در قالب وجدان، فرد از او منهیات و ممنوعیت ها برحذر می دارد؛ یعنی او را از ارضای غرایز مخالف گروه و اجتماع باز می دارد.

آینده یک پندار، زیگموند فروید
ترجمه هاشم رضی

آموزش هامطالب مفید

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!