(تخصصی)
در تحلیل ساختار روانی وسواس ما با حالات یا رگههای پارانوئیدال شدیدی مواجه میشویم که شبیه به افکار بدبینانه در ساختار شخصیتی پارانوئید است. این مساله وجوه افتراقِ داینامیکِ پارانوئیدِ موجود در وسواس در مقایسه با ساختار شخصیتی پارانوئید را برای ما قابل تامل خواهد ساخت.
بدبینی فرد پارانوئید، حاصل فرافکنی تمایلات همجنسطلبانه یا دیگر تمایلات ممنوعهی جنسی یا پرخاشگرایانهی اوست به شریک عاطفی خود یا دوستان و همکارانش. اما در وسواس، تفکر پارانوئیدال حاصل تنبیه سوپرایگو به دلیل “تشخیص” وجود تمایلات جنسی در “خود فرد” است.
وقتی فرد وسواسی با کسی که او را ظاهرا دوست میدارد همخوابه میشود ممکن است تصور کند آن فرد در اتاق خواب، شنود کار گذاشته تا موقعیت شغلی او را به خطر اندازد؛ یا بهوقت مستربیشن، ناگهان تصور میکند از ساختمان روبرویی کسی مشغول دیدن اوست. گاهی این افکارِ پارانوئیدال تا حد توهم پیش رفته و فرد ممکن است تصور کند کسی پشت در شیشهای حمام ایستاده و او را در حال مستربیشن نظاره میکند. ما در ساختار وسواس با یک وحشت روبرو هستیم.
سوپرایگوی هارش در وسواس از طریق این افکار پارانوئیدال، فرد وسواسی را شکنجه میدهد تا تاوان لذت حاصل از ارضای جنسیِ رخ داده را بپردازد. در واقع در وسواس سوپرایگو امیال ممنوعه را در “خود فرد” رصد کرده و لذا شکنجه را از طریق ایجاد وحشت اعمال میکند؛ اما در پارانویید، تمام تمایلات ممنوعهی جنسی-پرخاشگری به “بیرون از سلف” نسبت داده میشود. بنابراین سوپرایگو نه “خود فرد” را بلکه دیگریِ گناهکار را عامل فساد و در نتیجه مستحق مجازات تشخیص خواهد داد.
این مساله ما را با نوعی خودشیفتگیِ primitive و در نتیجه شکنندگی شدیدِ self در افراد پارانویید روبرو میسازد.
خودبزرگبینی در پارانوئید از طریق افکار persecutive نسبت به جهانِ بیرون مدام در حال تغذیه شدن است؛ جریانی رفت و برگشتی بین فرافکنی و پرتاپ تمایلات جنسی-پرخاشگرایانهی ممنوعه به دیگری (دشمن، رقیب یا پارتنر) و از این طریق پاک، منزه و والا ساختن خویش در برابر “دشمنِ آلوده به گناهان ممنوعه”. هر قدر bad object بودن دیگری غلیظ تر و شدیدتر تصور شود، من به همان نسبت شریفتر و مصممتر به خویشتن و باورها و افکار خویش خواهم شد.
به یک معنا اُدیپ در پارانوئید از طریق دو مکانیزم “فرافکنی” و “دونیمهسازی” (splitting)؛ و در وسواس از طریق “تنبیه خود”، حل و فصل میشود یا بهتر است بگوییم “دور زده میشود”.
امیرحسین کمیجانی




