در دنیای نارسیستیک، هرچیزی و هرکسی، به نوعی ادامهٔ «خود» محسوب میشود و یا صرفاً برای خدمت به «خود» وجود دارند. هرگونه مانع و مشکل در این راه، در جهان شخص نارسیستیک نقصی نابخشودنی جلوه میکند. این نقص یا جراحت، خشمی جنون آمیز را موجب میشود که قادر به تفکیک فرد خطاکار به منزله موضوعی مجزا و مستقل از «خود» نیست.
فرد مشکل آفرین یا خاطی ( یا دشمن ) همچون بخشی از «خودِ» بسط یافتهٔ شخص نارسیستیک تجربه میشود که به گمان وی، باید کاملا تحت کنترل و در خدمت او باشد. بدین ترتیب خشم نارسیستیک متوجه فرد یا شییٔی میشود که با انتظارات غیرواقعبینانهٔ فرد نارسیستیک مطابق و همسنگ نبوده است. اگر پندار کنترل مطلق با خلل و مانعی مواجه شود، فرد نارسیستیک به شرمی عمیق و خشمی شدید دچار میشود.
منبع: درآمدی بر روابط موضوعی و روانشناسی خود
مایکل سنت کلر
دکترعلیرضاطهماسب-دکترحامدعلی آقایی




