loading

اگر در حوزه روان‌درمانی فعالیت داشته باشید، حتما با افرادی مواجه شده‌اید که تصور می‌کنند درمان شامل راهکارهایی برای «خروج از افسردگی» یا «رسیدن به‌ موفقیت»‌ یا «بهبود روابط» است؛ راهکارهایی که می‌توانیم آن‌ها را از دوستان یا خانواده‌مان بشنویم. پس اصلا چرا باید سراغ رواندرمانی برویم‌ وقتی نسخه‌ی رایگانی برایش‌ وجود دارد؟
واقعیت این است که هرچقدر یک گفتگوی دوستانه یا خانوادگی سالم و بهبود دهنده باشد، باز هم بخش‌هایی وجود دارد که نمی‌توانیم آزادانه با آن‌ها در میان بگذاریم.
از طرفی ممکن است در مسئله‌ای پیچیده و شخصی انتظار داشته باشیم دیگران برای ما تصمیم بگیرند یا کار درست را از غلط برایمان تشخیص بدهند که این چیزی بسیار متفاوت از درمان است؛ در یک روند درمانی درست مراجع یاد می‌گیرد خودش شفاف‌تر به مسائلش نگاه کند، بتواند احساساتش را در موقعیت‌های مختلف ببیند و تأثیر آن بر رفتارش را ارزیابی کند و در نهایت مسئولیت زندگی‌اش را بپذیرد.
حتی در مسیر درمان، هرچند درمانگر با مراجع همدلی دارد اما به جای او درد نمی‌کشد، بلکه در کنارش قرار می‌گیرد.
کارل راجرز درباره‌ی همدلی درمانگران می‌گوید:
«همدلی فهم دنیای خصوصی مراجع است به نحوی که انگار درمانگر دنیای خودش را تجربه می‌کند. البته به شرط اینکه “به نحوی که انگار” را حذف نکنیم.». پس درمانگر مشکلات شما را حل نمی‌کند اما به شما کمک می‌کند خودتان مشکلاتتان را بهتر ارزیابی کنید.
همانطور که می‌بینیم پذیرش این مسئولیت‌ها و درمان مسیر چندان آسانی نیست؛ به همین خاطر است که آگاهانه یا ناآگاهانه به شروع آن مقاومت نشان می‌دهیم.

 

 

نرگس گودرزی

برگرفته از مطلب همدلی در رواندرمانی

مجله تجربه زندگی

آموزش هامطالب مفید

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!