loading

چهار رویکرد اصلی در روان‌درمانی پویشی (قسمت دوم)


روانشناسی ایگو

 دومین دیدگاه روان پویشی روانشناسی ایگو است. مدل سه بخشی روان یا همان مدل ساختاری طلیعه و راهگشای شکل‌گیری روانشناسی ایگو بوده است. وجه مشخصه اصلی روانشناسی ایگو از نظر گابارد این است که دنیای درون روانی آدمی آکنده از تعارضی دائمی میان سه نیروی عامل اید، ایگو و سوپر ایگو است. تعارض ها به نوبه خود اضطراب تولید می‌کنند و اضطراب به فعال شدن دفاع ها منجر می‌شود. روانشناسان ایگو معتقدند که سمپتوم ها در نتیجه تعارض ها شکل می گیرند. روانشناسی ایگو دلالت های بالینی متعددی داشته است که دو مورد از مهمترین آنها به شرح زیر هستند:

1) روانشناسی ایگو، ماهیت مداخلات درمانی را تغییر داد، یعنی درمانگران به جای افشا کردن محتویات بخش ناهشیار ذهن، یعنی افکار، احساسات، خیال پردازی ها و تکانه های مربوط به اید، فرآیندهای ایگو و سوپرایگو را که خارج از دسترسی ذهن هشیار بود، مورد خطاب قرار دادند. این تغییر پارادایم بالینی به بیماران اجازه می دهد تا حس اکتشاف بیشتری نسبت به مسائل پویشی خودشان داشته باشند. برای مثال درمانگر به جای گفتن: 

– شما نسبت به مادر خود میل و کشش دارید

می گوید:

– متوجه شدم هر بار که درباره زیبایی مادرتان صحبت می کنیم احساس خستگی و خواب آلودگی پیدا می کنید

 و یا به جای گفتن:

– کاملاً واضح است که از دست من عصبانی هستید 

می‌گوید:

– به نظر می‌رسد با هر چیزی که من می‌گویم مخالفی چیزی در این باره به ذهنتان می رسد؟

 در این مثال ها واضح است که بیمار برای اجتناب از لمس احساس های دردناک به دفاع متوسل می شود. از همین روست که گفته می‌شود روانشناسی ایگو ژرف پیمایی جهت رسیدن به اعماق ناهشیار و دستیابی به خاطرات به خاک سپرده را موضوعی کم اهمیت می داند، زیرا درمانگر به جای این عمق پیمایی باید کانون توجه خود را به این واقعیت معطوف کند که بر اساس عملیات دفاعی تیپیکال بیماران می توان مصالحه ها و تعارض هایی را که شکل دهنده ی منش آنهاست، در طول جلسات درمان پیدا کرد. در نتیجه تحلیل نظام‌مند دفاع ها آنگونه که در حین درمان، در قالب مقاومت های گوناگون ظاهر می شوند، سنگ بنای اصلی تکنیک روانشناسان  ایگو است.

2) همچنین مدل ساختاری، راهگشای نوعی مشارکتی تر از درمان بوده است. در روانشناسی ایگو  اتحاد درمانی یا اتحاد کاری بین درمانگر و ایگوی مشاهده‌گر بیمار است.

 به طور خلاصه در روانشناسی ایگو عقیده بر این است که ذهن در مسیر رشد واجد توانمندی‌های روانشناختی خاصی می‌شود (یعنی مکانیسم های دفاعی) که برای تنظیم و کنترل سائق ها نقش مهمی دارند. یک روانشناس ایگو به مطالعه موارد زیر می پردازد:

نحوه تفکر فرد، سبک های شناختی، مکانیزم های دفاعی، فعالیت‌های شخص برای تحقق بخشی یا برعکس بلوکه کردن امیال و آرزوها، و کارکردهای ذهنی لازم برای رشد هوش، ادراک و حافظه.

 

ارزیابی اختلالات شخصیت بر اساس راهنمای تشخیصی روان پویشی

ترجمه دکتر محمد امین شریفی

آموزش هامطالب مفید

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!