loading

همسران شاد، زندگی زناشویی موفق، خانواده سالم. این‌ها عبارت‌هایی هستند که شما کمابیش با آن‌ها آشنا هستید و مطالب زیادی را از طریق رسانه‌ها، کتاب‌ها و شبکه‌های اجتماعی درباره آنان خوانده یا شنیده‌اید. بااین‌حال شاید هنوز تصویر مشخص و واضحی از یک رابطه سالم و زندگی مشترک موفق در ذهن شما شکل نگرفته باشد. در این نوشتار کوتاه قصد داریم ویژگی‌ها و مشخصات یک رابطه سالم و شکوفا را به‌صورت عینی‌تر و شفاف‌تر برای شما ترسیم نماییم. اینکه همسران موفق چه ویژگی‌هایی دارند؟ چگونه با هم رفتار می‌کنند؟ نگرش‌ها و باورهای آنان چیست؟ کیفیت رابطه آنان با هم چگونه است و مسائل خود را چگونه حل می‌کنند؟

 

آرامش، موقتی یا همیشگی؟

همه ما انسان‌ها دنبال خوشبختی و آرامشیم. وقتی از خانم‌ها و آقایانی که قصد ازدواج دارند سؤال می‌کنید، هدفتان از ازدواج چیست؟ اکثرشان می‌گویند می‌خواهیم خوشبخت شویم و به آرامش برسیم. ولی اندکی تأمل کنید. یک واقعیت وجود دارد. احساس خوشبختی مثل همه احساسات دیگر نظیر خشم، تأسف و نگرانی همیشگی نیست. همسران آگاه می‌دانند آرامش و حس خوشبختی دائمی نیست. هیچ رابطه‌ای را نمی‌توانید پیدا کنید که سراسر آرامش و بدون دغدغه و تنش باشد. احساس خوشبختی در زندگی و دررابطه‌با همسر، بارها ناپدید می‌شود و دوباره ظاهر می‌شود. همسران موفق می‌دانند هرگاه در زندگی زناشویی اوضاع بر وفق مراد آن‌ها نیست به‌جای ناامیدی و حس ناکامی، رفتارهایی انجام دهند که مجدداً حس خوشبختی را به یکدیگر بازگردانند.

 

راه‌حل‌های جدید

کارهای تکراری نتایج تکراری را به دنبال دارند. کم نیستند همسرانی که سال‌ها برای حل یک مشکل کوچک مثل مرتب نبودن همسرشان از راهبرد سرزنش و غرزدن استفاده کرده و هر بار نتیجه یکسانی هم دریافت کرده‌اند؛ نتیجه‌ای که باب دل آن‌ها نبوده است. نکته جالب اینجاست که باز همین روش و راه‌حل را ادامه می‌دهند. گویی عادت کرده‌اند و نمی‌توانند راه‌های دیگری را برای حل مشکلشان پیدا کنند. همسران پخته می‌دانند برای دریافت نتایج متفاوت و دلخواه باید راهبردهایشان را تغییر دهند و وقتی راه‌حل‌هایشان جواب نمی‌دهد شیوه حل مسئله را اصلاح نمایند. فراموش نکنید اغلب یک تغییر کوچک در رفتار، نگرش و راهبردها می‌تواند مولد بزرگ‌ترین تغییرها در ازدواج باشد.

 

آثار مهم نگرش‌ها و باورها

اگرچه تغییر رفتارهای ناکارآمد در ازدواج مهم و حیاتی است اما این باور ما نسبت به یک فرد است که نوع رفتار ما را با او تعیین می‌کند. قاعدتاً نوع رفتار و تعامل ما با کسی که او را مسئولیت‌پذیر می‌دانیم با فردی که فکر می‌کنیم تنبل و بی‌مسئولیت است تفاوت دارد. همسران آگاه به این نکته واقف‌اند که باورهای منفی اغلب باعث احساسات و رفتارهای منفی می‌شود و سعی می‌کنند نگرش‌های خود را نسبت به همسر خویش تعدیل نمایند. آن‌ها به‌جای قضاوت کردن کل شخصیت همسرشان، به رفتارهای نادرست او اشاره می‌کنند. به‌عنوان‌مثال به‌جای اینکه بگویند همسرم تنبل و بی‌مسئولیت است می‌گویند همسرم در کارهای خانه کمتر به من کمک می‌کند. اینکه چگونه درباره همسر خود فکر می‌کنید بر انتظارات شما از او نیز تأثیر می‌گذارد. اگر فکر می‌کنید همسرتان وقتی به خانه مادرش می‌رود تحت تأثیر صحبت‌های اعضای خانواده خویش قرار می‌گیرد او را برای رفتن به خانه مادرش محدود می‌کنید و انتظار دارید به خواسته شما عمل نماید. همسران پخته اگر هم فکر منفی درباره همسر خویش دارند به‌جای نتیجه‌گیری و قضاوت زودهنگام، فکر خود را با او درمیان می‌گذارند تا از صحت‌وسقم آن مطلع شوند.

 

تغییر، خودم یا همسرم؟

شاید با زور بتوان فردی را برای مدت کوتاهی تغییر داد ولی تلاش برای تغییر پایدار و همیشگی دیگران منتهی به شکست می‌شود. تنها کسی که بر روی او کنترل داریم و می‌توانیم تغییرش بدهیم خودمان هستیم. در اتاق مشاوره تقریباً هدف همه زوجین تغییر همسرشان می‌باشد چرا که تمامی تلاش‌های آنان برای تغییر شریک زندگی‌شان به شکست انجامیده است و در نهایت دست‌به‌دامن مشاور شده‌اند. آن‌ها قبل از آمدن پیش مشاور از راهبردهای تحقیر، تهدید، فشار، زور و ایجاد احساس گناه برای تغییر همسر خود استفاده کرده‌اند. این راهبردهای آزاردهنده اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت باعث ایجاد تغییراتی شوند ولی در بلندمدت صمیمیت و محبت بین همسران را از بین می‌برند. همسران آگاه آموخته‌اند که فشار برای تغییر همسر تقریباً غیرممکن و محکوم به شکست است و در بیشتر موارد این خود آن‌ها هستند که باید تغییر کنند.

 

هدیه زمان!

وقتی کسی زمانش را به شما اختصاص می‌دهد و به حرف‌های شما گوش می‌کند چه حسی دارید؟ آیا فکر نمی‌کنید برای او بااهمیت هستید؟ احساس ارزشمندی نمی‌کنید؟ لذت نمی‌برید از اینکه شنیده می‌شوید؟ همین موضوع دررابطه‌با همسر نیز صادق است. همسران آگاه از این موضوع مطلع‌اند که وقتی مشکلات زندگی روی‌هم آوار می‌شود بهترین کار، کنار هم بودن است. وقت‌گذاشتن برای هم در این شرایط، میزان استرس و فشارهای وارده را کاهش می‌دهد و پیوندهای زناشویی شما رو محکم‌تر می‌کند.

 

فضای شخصی

یک قانون کلی وجود دارد: این‌که اگر شما کسی را دوست دارید یا عاشق او هستید به معنای این نیست که باید هر لحظه با هم و کنار هم باشید. اگرچه در یک رابطه، با هم بودن لازم و البته لذت‌بخش است اما بایستی هرکدام از زوجین بتوانند علاقه‌مندی‌های خود را داشته باشند و زمانی را با دوستانشان بگذرانند. برخی همسران با افراط در نزدیکی و وابستگی‌های بیمارگونه، حقی برای تنهایی و علاقه‌های فردی شریک زندگی‌شان قائل نمی‌شوند و لذت زندگی را از خود و همسرشان می‌گیرند. این در حالی است که همسران پخته و آگاه می‌دانند در خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند مجازاً باید سه اتاق وجود داشته باشد: اتاقی برای خواب که مخصوص هر دو نفرشان است و دو اتاق مجزا برای هر یک از آن‌ها. این یعنی که باید به حوزه شخصی و علایق همسر احترام گذاشته شود. فضای شخصی این اجازه را می‌دهد که شخصیت فردی هر طرف در کنار شخصیت زوجی و اجتماعی وی رشد کند.

 

دعواهای خوب!

می‌توان دو نوع ازدواج را ناسالم دانست. ازدواجی که در آن همسران با هم دعوا نمی‌کنند و ازدواجی که در آن زوجین با هم بد دعوا می‌کنند. در هر ارتباطی اختلاف‌نظر طبیعی است و اگر در رابطه‌ای هستید که هیچ‌وقت هیچ اختلاف‌نظری حتی جزئی و ناچیز هم ندارید احتمالاً یک جای کار می‌لنگد. در یک رابطه سالم، همسران با هم دعوا می‌کنند اما جنس دعواهای آن‌ها با دعواهای بد که سراسر تخریب شخصیت، ناسزا و تحقیر می‌باشد فرق دارد. کسانی که در رابطه‌ای سالم هستند دعواهایشان سازنده و عادلانه است. یعنی خبری از برچسب زدن و سرزنش و تحقیر همسر نیست. هدف اصلی دعوا و اختلاف‌نظر در یک رابطه شکوفا فهمیدن نظرات طرف مقابل برای بهبود رابطه است نه مچ‌گیری و یافتن مقصر و اثبات بی‌گناهی. در دعواهای خوب وقتی یکی از همسران فهمید اشتباه کرده است راه مشخص است: به‌صورت کلامی یا رفتاری عذرخواهی می‌کند.

 

همسران خاکستری

همه ما انسان‌های عادی، درون خودمان نقاط روشن و تاریکی داریم که باعث می‌شود رنگ شخصیتمان خاکستری شود. ما نه کاملاً سفیدیم و نه تماماً سیاه. ما و همسر ما ترکیبی از نقاط قوت و ضعفیم. دو نگرش منفی، زندگی زناشویی را دچار مشکل می‌کند: این فکر که من بی‌عیب‌ونقص هستم و این باور که باید با کسی ازدواج کنم که از من بالاتر بوده و هیچ نقطه ضعفی نداشته باشد. به همین خاطر است که همسران شاد، رابطه‌شان را بر اساس رؤیاپردازی‌ها و تخیل‌ها بنا نمی‌کنند. آن‌ها می‌دانند که نه خودشان و نه همسرشان کامل نیستند و هرکدام نقص‌های خاص خودشان را دارند. به یاد داشته باشید که یکی از اهداف مهم ازدواج، کمک همسران به هم برای رفع نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت یکدیگر می‌باشد.

 

ازدواج امن

وقتی صحبت از امنیت می‌شود ذهن ما تمایل دارد به محیطی عاری از جنگ و کشتار فکر کند. درحالی‌که امنیت در خانه از بعد روانی و عاطفی یعنی فراهم‌کردن جو و محیطی که خالی از تهدید، سرزنش، تحقیر و قضاوت باشد. چه‌بسا در شهری زندگی کنیم که امنیت فوق‌العاده‌ای بر آن حاکم است ولی در خانه خود احساس امنیت نکنیم و همیشه با ترس و نگرانی به خانه بازگردیم. خانه و رابطه همسران موفق، امن‌ترین مکان و باثبات‌ترین نقطه زندگی‌شان می‌باشد به‌طوری‌که وقتی از سرکار به خانه برمی‌گردند احساس آرامش دارند. فراموش نکنید روابط ناامن، زمینه را برای فرار همسران از خانه و یافتن آرامش در جایی دیگر فراهم می‌کند.

 

احترام و قدردانی

در پایان به مهم‌ترین ویژگی یک رابطه و ازدواج سالم اشاره می‌کنیم. متأسفانه در اکثر ازدواج‌ها، به بهانه راحت بودن، اولین چیزی که بین همسران به‌تدریج کم‌رنگ می‌شود احترام و رعایت ادب می‌باشد. وقتی در پیاده‌رو سهواً به کسی برخورد می‌کنیم از او عذرخواهی می‌کنیم اما اگر همین اتفاق در آشپزخانه خانه با همسرمان رخ دهد به‌جای عذرخواهی، او را مقصر می‌دانیم و طلبکار هم می‌شویم. وقتی کسی کار کوچکی برای ما انجام می‌دهد تشکر می‌کنیم ولی قدردانی و تشکر از همسرمان برایمان دشوار است. متأسفانه احترام، حلقه مفقوده بسیاری از ازدواج‌های امروزی است. همسران مؤدب، با یکدیگر به‌عنوان انسانی که ارزش احترام و ادب را دارد برخورد می‌کنند و در هر فرصتی از واژه‌های جادویی «ممنونم»، «متشکرم»، «معذرت می‌خواهم» و «دوستت دارم» استفاده می‌کنند.

 

دکتر علی قاسمیان، ایماگوتراپیست

 

آموزش هاروابط فردیمطالب مفید

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!