وقتی در درمان یک نوروتیک بزرگسال به دنبال تعیین کنندههای سمپتومهایش میگردیم، معمولاً به سالهای اولیه کودکی میرسیم. آگاهی به عوامل سبب شناسی متأخرتر برای فهمیدن مورد یا ایجاد یک اثر درمانی کافی نبود. بنابراین، ما مجبور بودیم با مشخصات روانی کودکی آشنا شویم؛ ما در این مورد چیزهای زیادی یاد گرفتیم که به غیر از روانکاوی از هیچ راه دیگری نمیتوانستیم یاد بگیریم، و توانستیم خیلی از نظراتی را که در مورد کودکی وجود دارد تصحیح کنیم. ما تشخیص دادیم که سالهای اولیه کودکی – شاید، تا سن ۵ سالگی – به دلایل زیادی از اهمیت زیادی برخوردارند. اول اینکه این سالها، سالهای اولیه شکوفایی جنسیت هستند و عوامل تحریک کننده زندگی جنسی در بزرگسالی پشت آن قرار دارد. دوم اینکه تأثیرات این دوره به ایگوی نابالغ و ناتوان آسیب میزند و مانند تروما بر آن عمل میکند. ایگو نمیتواند از هیچ راهی طوفانهای هیجانی را که آنها را به پا میکنند دفع کند، مگر با واپس زنی و به این طریق در کودکی کلیه آمادگیهایش را برای بیماریهای بعدی و اختلالات کارکردی کسب میکند. ما فهمیدیم که مشکل کودکی در این حقیقت نهفته است که در یک دوره کوتاه زمانی، کودک باید نتایج تکامل فرهنگی را که طی هزاران سال گسترده شده – یا حداقل اولین پیشایندهای آنها را – ضبط کند؛ شامل کنترل روی سائقها، و انطباق با جامعه. او فقط میتواند قسمتی از این تغییر (تعدیل) را در طول رشد خود کسب کند؛ مقدار زیادی از آن توسط تربیت به کودک تحمیل میشود. متعجب نمیشویم که کودکان اغلب این تکلیف را بسیار ناقص انجام میدهند. در طول این زمانهای اولیه، بسیاری از آنها از حالتهایی عبور میکنند که میتواند معادل نوروزها گذاشته شود – و این مطمئناً در بسیاری از آنهایی که بعدها بیماری از خود نشان میدهند صدق میکند. در برخی بچهها بیماریهای نوروتیک تا بلوغ منتظر نمیمانند بلکه پیش از آن در کودکی بروز میکنند و والدین و پزشکان را در دردسرهای فراوانی میاندازند.
سخنرانیهای آشنایی با روانکاوی
توضیحات، کاربردها و راهکارها
زیگموند فروید (۱۹۳۳)
[به فارسی مرجان پشت مشهدی، خدیجه فدائی، پرویز دباغی و فرزام پروا و به تصحیح میترا کدیور]




