بیماری دارم که ویژگیهای شخصیت هیستریانیک را دارد. او به راحتی اشک میریزد، اما احساساتش بسیار سطحی و زودگذر است، سابق بر این، بدن و احساساتش را نادیده میگرفت، و در این مواقع حرکاتش عملکرد خوبی به خود میگرفت، از او خواستم به احساساتش در بدن، به جای پرداختن به تخلیه آن توجه کند، اما او به بدنش به طور جنسی اشتغال دارد. او شروع به مشاهده احساساتش به جای نادیده گرفتن آنها کرد. و خودش را به بیش از آن چیزی که بدنش میتوانست به کارگیرد، واداشت،
همچنین او تشخیص زخم پوستی (لوپوس) گرفته بود.
_اگر چه نویسندگان روانکاو اولیه بیمار را “هیستریک” مینامیدن، گویی چنین بیمارانی یک شکل دارند، اما از زمان مقاله کلاسیک زتل درباره نامیده شدن هیستریک خُوب متوجه شدیم این سبک شخصیتی را در سطح سازمان شخصیت نوروتیک یا مرزی میتوان قرار داد. بنابراین، اگر شما، قرار باشد چنین بیماری را ارزیابی کنید همیشه توجه کنید چه دفاعهایی بکار میبرد.
از دیدگاه ISTDP، ما مشکلات و احساساتش را بررسی خواهیم کرد
تا بفهمبیم آیا باید مسیر تخلیه اضطراب را بازسازی کرد یا خیر. و ارزیابی کنیم که چه سیستم مقاومتی بکار میبرد: جداسازی عواطف، فرونشانی یا فرافکنی. اگر او فرونشانی یا فرافکنی را به عنوان مقاومت اولیه بکار میبرد، نیاز داریم تا دفاعهایش را بازسازی کنیم تا اینکه بتواند جداسازی عواطف به طور مداوم را بکار برد.
اینکه این بیمار به راحتی اشک میریزد و مشکلات جسمی دارد حقیقتی را نشان میدهد که فرونشانی مقاومت اولیه است. هنگامی که او اشک میریزد به استفاده او از فرونشانی توجه کنید.
بیمار: غرق دراشک
درمانگر: متوجه هستید چگونه این اشکها در حال حاضر میآیند؟
بیمار: بله
درمانگر: دارم فکر می کنم چه احساساتی در زیر اشکهایتان دارید که با خود به اینجا آوردید. اگر به احساساتتون در زیر این اشکها نگاه کنیم چه احساسی در برابر من دارید؟
این مداخله فرونشانی اورا متوقف میکند و مسیر بیرونی برای خشم او فراهم میکند پس نباید او در عوض افسرده شود.
همچنین، این مداخله، هنگامی که بطور هدفمند انجام شود، به کاهش علائم جسمی کمک خواهد کرد. “کیفیت عملکرد” ابراز کردنش، مقامت انتقالی او را نشان میدهد. هنگامی نمایش میدهد، به جای اینکه یک ارتباط اصیل با شما داشته باشد، در حال اجرای نقش است . این مانعی برای تشکیل یک اتحاد درمانی سالم است.
نوشته جان فردریکسون
ترجمه ای از مجموعه روان درمانی پویشی




