روانشناسی خود
روانشناسی خود، سومین دیدگاه روان پویشی در باب کارکرد ذهن است. اگر مکانیسم های دفاعی، موضوع اصلی روانشناسی ایگو هستند، عزت نفس و نحوه ی تنظیم آن، اصلی ترین تأکید روانشناسی خود است. روانشناسی خود، از دل کارهای کوهات در دهه ی ۱۹۷۰ و با بیمارانی به دست آمد که به لحاظ شخصیتی، نارسیسیستیک (= خودشیفته) بودند. کوهات، متوجه شد که عزت نفس بیماران بزرگسال او به قدری شکننده و آسیب پذیر است، که کوچک ترین بی اعتنایی از سمت دوستان، همکاران و شرکای عاطفی آنها، موجب می شود که به راحتی احساس ناچیزی و کوچکی کنند. کوهات، این بیماران را به عنوان افرادی که از تعارض درون روانی یا نوروتیک رنج می برند، تلقی نمی کرد و در عوض، اعتقاد داشت که آنها در طول دوران رشد، همدلی مناسب از مادران خود دریافت نکرده اند و در نتیجه، ساختار “خود” (self) در چنین بیمارانی، دچار نقص (deficit) شده است (گابارد، ۲۰۰۵؛ ص 7). به قول سیلوراشتاین (1999) واضح ترین اظهارنظری که کوهات درباره ی خود کرده این است که خود، نمایانگر و نشان دهنده ی یک محتوای روانی است. به عقیده ی او، مفهوم خود را نمی توان به چیزی بیشتر از این کاهش داد. کوهات ترجیح میداد که “خود” را به عنوان یک محتوای روانی و نه به عنوان یک ساختار روانی (با همان سطح انتزاع موجود در ساختارهای سه بخشی اید، ایگو و سوپر ایگو) در نظر بگیرد.
ارزیابی اختلالات شخصیت بر اساس راهنمای تشخیصی روان پویشی
ترجمه دکتر محمد امین شریفی




