وسواس فکری عقیده، هیجان، تفکّر یا تکانهایست که مکرّراً و مصرّانه برخلاف میل شخص خود را وارد ضمیر هشیار او میکند. این افکار، تکانهها یا تصاویر ذهنی، بهطور دائم و مقاوم برای شخص بهطور غیرارادی اتّفاق افتاده و ناراحتی و اضطراب بارزی را در او برمیانگیزد. وسواس فکری یکی از علائم اصلی بیماری روانی اختلال وسواسی جبری بهشمار میرود.
معمولاً شخص میکوشد آنها را نادیده گرفته و از ذهن خود بیرون کند یا با عمل و فکر دیگری خنثی کند و البتّه آگاهی دارد که این پدیدههای مزاحم، حاصل ذهن خود او هستند.
درواقع وسواس بیماری نیست، بلکه نوعی استرس ناشی از عدم کمبود عزت نفس است که آن استرس آرام آرام کهنه شده است و به سمت وسواس فکری آمده است و وسواس فکری را رو به سمت وسواس عملی آورده است،نمونه ی پیشرفته ی وسواس زمانی است که فرد علاوه بر افعال فکری وعملی،روی به وسواس گفتاری بیاورد…

نحوه ی درمان:
- دارو: خوردن دارو فقط آن استرس را کنترل میکند و به هیچ عنوان وسواس را کاملا خوب نمیکند بلکه کنترل میکند و کانون توجه ذهن را از روی آن استرس برمیدارد…
- مواجهه شدن با وسواس (بی اعتنایی) لازم بذکر است که در نوع درمان فقط وسواس از بین می رود نه ریشه وسواس (استرس) ..
- حذف باورهای استرس زا و اتفاقات ترسناک (استرس زا) بوسیله ی تکرار و نوشتن تلقین… حذف آن استرس از طریق حذف خاطرات و باورهای استرس زا از طریق هیپنوتیزم پیشرفته…
- تقویت عزت نفس فردی…

علت بیماری:
علل بیولوژیک یا ژنتیک، علل محیطی نظیر محیط پراسترس و علل بر هم خوردن تعادل هورمونهای نوروترانسمیتر مغزی، از عوامل بروز این بیماری هستند. افکار وسواسی معمولاً در سه دسته قرار میگیرند: بیمورد پرخاشگرانه، بیمورد جنسی و افکار مذهبی کفرآمیز.
نمونهها:
ترس از میکروب و کثیفی
اهمّیّت زیاد به نظم، دقّت و درستی
نگرانی از اینکه کاری به خوبی انجام نشده باشد، حتّی وقتی فرد میداند که این مسئله صحّت ندارد
ترس از افکار شیطانی و گناهکارانه
فکر کردن تمام مدّت درمورد یک صدا، تصویر، کلمه یا عددی به خصوص
نیاز به اطمینان مجدّد
ترس از صدمه زدن به یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستان

وسواس فکری مربوط به نگرانی از آسیب زدن به خود یا دیگران هیچگاه نمیتواند به تنهایی موجب شود که فرد رفتارهای آسیب رسان را انجام دهد: حتّی میتوان گفت بیمار در چنین شرایطی بیشتر از افراد عادّی نگران سلامت خود و عزیزان خود است. بنابراین این بیماران در دسته بیماران خطرناک طبقه بندی نمیشوند و درمان باید بر بهبود حالات روحی خود بیمار متمرکز باشد: مگر آنکه بیماری زمینهای دیگر مانند روانپریشی داشته باشد.این اختلال به راحتی قادر است تا زمینه اعتیاد به الکل و یا مصرف مواد مخدر را تا چندین برابر افزایش دهد.




