loading

فروید مورد تشویق و تمجید قرار میگرفت. در سپتامبر ۱۹۰۹ یک دکترای افتخاری از دانشگاه کلارک در ورسستر ماساچوست دریافت کرد، همین طور هم به یونگ دکترای افتخاری داده شد. اما یونگ نیز همانند آدلر از نظریات فروید فاصله گرفت. او هیچ گاه اهمیتی را که فروید برای سائق جنسی به نام لیبیدو قائل بود،به آسانی نپذیرفت. در اوایل سال ۱۹۱۲ این تردیدها موجب روی گرداندن شخصی شد. در پاسخ به آن “ارنست جونز” ستوان انگلیسی و شاگرد فروید یک باند دفاعی از روانکاوان هم عقیده، تحت عنوان کمیته تشکیل داد. اعضای آن کمیته عبارت بودند از [زیگموند فروید، ارنست جونز ، شاندر فرنتسی (یک حامی عالی از بوداپست)، حقوقدان بذله گوی اهل وین به نام “هانس ساکس” ، تئوری پرداز و روانکاو تیزهوش برلینی به نام “کارل آبراهام” و “اتو رنک” منشی معلم منش جلسات.] وجود این کمیته لازم به نظر می رسید.در اواخر سال ۱۹۱۲ نامه نگاری بین یونگ و فروید به تلخی و تندخویی گرایید و در ژانویه سال ۱۹۱۴ فروید به دوستی خود با یونگ خاتمه داد. این جدایی بالاخره باید یک روز اتفاق می افتاد. در بهار سال ۱۹۱۴ یونگ از موقعیت های شایسته ای که در جنبش روانکاوی داشت استعفا داد.

پیتر گی | تاریخ نگار

درباره زندگی فروید

آموزش هامطالب مفید

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!