فروید میان نیاز و آرزو تمایز قائل شد.
نیاز از یک تنش درونی برخاسته و عبارت بود از «بازنمایی فیزیکی محرک نشئت گرفته از درون ارگانیسم». در مقابل، آرزو به شکلی جداناپذیر به رد حافظهی ارضای پیشین پیوند میخورد. نیاز انگیزش پایهایتر بود، درحالیکه آرزو مشروط به نیاز بود؛ بهسختی ممکن بود آرزو بدون نیاز بهعنوان اساس خود بروز یابد. فروید همچنین تصریح کرد که نیاز را نمیتوان سرکوب کرد، درحالیکه آرزو میتواند مورد سرکوب قرار گیرد.
سلمان اختر




