لذتی لحظهای، که نتایجش نامطمئن باشد، رها میگردد، اما صرفاً با هدف اینکه در ادامه مسیر و در آینده، لذتی مطمئنتر حاصل آید. اما تاثیری که این جایگزین کردن بر روی روان میگذارد چنان نیرومند است که در یکی از اسطورههای خاص دینی منعکس شده است. دکترین پاداش در زندگی پس از مرگ بابت دست کشیدن ِ داوطلبانه یا اجباری از لذات زمینی، چیزی نیست جز فرافکنیِ اسطورهای این انقلاب ذهنی. ادیان با تعقیب کردن دقیق این خطوط، قادر شدهاند به واسطه وعده ی جبران در لوای وجود پس از مرگ، دست کشیدن کامل از لذت در زندگی فعلی را امکانپذیر کنند؛ اما از این راه نتوانستهاند بر اصل لذت غلبه کنند. این علم است که از همه بیشتر به غلبه بر اصل مذکور نزدیک شده است؛ در عین حال، علم است که در طی فعالیت در آن لذت فکری عطا میکند، و وعده تحقق دستاورد کاربردی در انتهای فعالیت را میدهد.
زیگموند فروید
“تمهیداتی در باب دو اصل مرتبط با کارکرد ذهن”




