یه تصور غلط هست که هرچی بیشتر کارگاه بریم و دوره بگذرونیم برای آیندهی شغلی و روانشناس شدنمون بهتره، این تصور کاملاً غلطه چون زیاد کارگاه رفتن هم شما را سردرگم میکنه و هم شما را تبدیل به کسی میکنه که از همه چیز یه چیزایی میدونه و از هیچکدوم عمیقاً اطلاعی نداره که اصلا به روانشناس شدنتون کمکی نمیکنه
حالا ریشه مشکل کجاست؟
عملکرد ضعیف دانشگاهها مثل:
تدریس کتب قدیمی و بیکیفیت، صحبت از مکاتب روانشناسی فقط در حد اشاره، تلف شدن ساعات آموزشی بر سر دروسی که برای روانشناس شدن ذره ای مفید نیستن (نوروساینس، دی اس ام 5) و از طرف دیگه افزایش روزافزون پروتکل های درمانی، دانشجوایان را با یک سردرگمی جدی مواجه میکنه که رفتن از این کارگاه به اون کارگاه یکی از روش های برخورد رایج با این سردرگمیه.
ولی همون طور که گفتم از این کارگاه به اون کارگاه رفتن میتونه این سردرگمی رو تشدید هم بکنه اما چه باید کرد؟
قدم اول
برای قدم اول ببین در آینده میخوای در چه حیطهای فعالیت کنی مثلا:
میخوای زوج درمانگر بشی، رواندرمانی فردی انجام بدی، گروه درمانگر بشی، روادرمانگر کودک بشی و…
برای اینکه به شناخت بهتری برسی میتونی از روانشناسانی که به کارشون علاقه دارن و حرفهای هستن در هر کدوم از حیطهها مشورت بگیری(حتی شده به شهر دیگهای سفر کن تا اون روانشناس رو باهاش صحبت کنی چون تعدادشون خیلی زیاد نیست و یادت باشه از روانشناسی که همزمان در چندتا از این حیطه ها کار می کنه نپرسی، دنبال متخصص باش)
قدم دوم
توی این مرحله باید یک مکتب فکری رو انتخاب کنی که به نظرت توضیح بهتری در مورد انسان داده.
این مرحله در خطر سوگیری زیادی قرار داره چون هر کس از مکتبی که روش تمرکز داره بهتر میتونه دفاع کنه پس اینجا میتونه کارگاه مفید باشه اما چه کارگاهی؟
کارگاهی که نظریات اون مکتب رو توضیح میده با استادی حرفهای.
پیشنهاد اکید دارم از اساتیدی که در مکاتب مختلف فعالیت میکنن دوری کنین چون شناختی سطحی به شما خواهند داد.
قدم سوم
یادگرفتن پروتکل با توجه به حیطهی کاری و مکتب فکری که انتخاب کردی
در این مرحله هم کارگاه رفتن با استادی حرفهای که مکتب فکریش رو عمیق شناخته و تجربه کافی داره و زیر نظر سوپروایزر بوده از واجباته
قدم چهارم
بعد از یادگیری پروتکل باید زیر نظر استادی حرفهای و استاندارد باشی تا بهت بگه خطای کارت کجاست و چرا و از طرفی مشکلات شخصیتی خودت که مانع از کمک کردنت به درمانجوهات و حال بد خودت میشه رو بهت بگه تا برای درمان کردنشون اقدام کنی.
قدم پنجم
در ادامه مسیر باید به شکل مدام نظریاتی که در مکتب فکریت، پروتکل درمانت از اون برخاسته رو بخونی و سوپرویژن بگیری تا مداخلاتت روح پیدا کنه و منطق درمان برات روشن بشه و سعی کن به روز باشی و مقالات جدید رو بررسی کنی و با افراد مطلع در ارتباط باش تا از اطلاعات هم استفاده کنین.
حالا میتونی با احتیاط و با توجه به نظر سوپروایزرت درمانجو هم ببینی.
افشین ابراهیمی (روانکاو)




