فرد با ایمانی را تصور کنید که در محضر یک کشیش شروع به اعتراف می کند. چه چیزی این سخن را که به کشیش گفته شده از سخنی که با روانکاو در میان گذاشته می شود، متمایز می کند؟ فروید در مقاله ی رئوس نظریه ی روانکاوی اینگونه پاسخ می دهد که: مومن هنگام اعتراف همه ی آنچه را می داند با کشیش در میان میگذارد، درحالی که مراجع تمام آنچه میداند و تمام آنچه را نمی داند با روانکاو درمیان می گذارد. نازیو در همین باب مثالی میزند از مراجعی که این کلمات را به روانکاوش می گوید: ((این تمام آن چیزی است که می دانم و امیدوارم بتوانم به شما بگویم. سپس، تمام آنچه نمی دانم را نیز به شما خواهم گفت)).
رئوس نظریه ی روانکاوی
زیگموند فروید
ترجمه: محمد مبشری.




