loading

غریزه تمایل پیدا می‌کند به این که تعداد ابژه‌هایی که او را راضی می‌کنند بسط پیدا کند، در حالی که عشق تمایل به انحصار دارد. این تقابلِ تمایل‌ها به صورت آشکاری نشان می‌دهد که در این رفتار،هیچ چیزی به اندازه‌ی شور عاشقانه‌ی یک مرد نسبت به زنِ مورد علاقه‌اش، او را در مقابل جاذبه‌های جنسی مصون نمی‌کند.پس عشق در ذات خودش انتخاب است. و چون از مرکزِ خودِ آدمی و از اعماقِ روان سربرمی‌آورد، معیارهای گزینش که برای این انتخاب تصمیم گرفته‌اند،در آنِ واحد همان ترجیحات درونی و بسیار اسرارآمیزی هستند که شخصیت فردی ما را شکل داده‌اند.
عشق مدام تغذیه می‌کند و با تماشای حقیقی و خیالیِ لطف‌های معشوق در انگیزه و دلیل دوست داشتن، خود را جذب او می‌کند. عشق تحت شکلی از تأیید مدام زندگی می‌کند. (عشق یکنواخت، سمج و کاملاً ملال‌انگیز است, هیچ کس نمی‌تواند برای مدتی طولانی، این تکرارِ جملاتِ بسیار ظریف را تحمل کند، اما در عین حال یک تضمین مکرر ابدی را هم از معشوق توقع دارد و بالعکس. وقتی کسی را دوست ندارید و او به شما عشق می‌ورزد، این عشق ملال مفرطی را باعث می‌شود که کسل و مأیوس‌تان می‌کند)

 

از عشق،

خوزه ارتگا ای گاست

آموزش هاروابط فردیمطالب مفید

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!