زیانهای دروغ گفتن به خود
دفاع از صداقت در نهایت دفاعی محتاطانه و معطوف به خود خواهد بود. باید با خودمان صادق باشیم به این دلیل ساده که ما اغلب برای آرامش کوتاهمدتی که بر پایه دروغ بنا شده بهای گزافی میپردازیم.
فرصتهای رشد و یادگیری را از دست میدهیم
موضوعاتی که انکارشان میکنیم هرچند دردناکاند اما فرصتهایی مهمی هستند برای رشد و ترقی همهجانبه ما. اگر بشود برای مدتی از تماشای آدمهای عریان، نوشیدن و زیرورو کردن اخبار دست بکشیم و با نیازهای واقعیمان روبهرو شویم، حتماً بهتدریج به نتیجه بهتری میرسیم. چنانچه نیازهایمان را بپذیریم، حتی اگر به تمام آنها هم دست پیدا نکنیم، شاید بشود تعدادی را محقق کنیم یا جایگزینی برایشان بیابیم. اگر با تمایلات عجیبوغریبمان مواجه شویم، یاد میگیریم آزادانهتر ذهن خود را بکاویم، با افکار متنوعتری آشنا شویم و اینگونه به انسانی جالبتر و خلاقتر بدل میشویم.
معاشر جالبی نخواهیم بود
رفتارهای تدافعی ما شاید برای خودمان آشکار نباشند، اما آثار آن برای دیگران کاملاً مشهود است. دیگران هستند که از خشم، بدعنقی، شادی غیرواقعی و یا برخوردهای تدافعی ما آزار میبینند. رفتار ما با دیگران عادلانه نیست، در نتیجه مردم عقبنشینی میکنند و از ما فاصله میگیرند و ما آرامآرام منزوی و بی یارویاور میشویم.
علائم مرضی بروز پیدا میکنند
حقیقت پشت ابر نمیماند. وقتی ما جلوی ظهور حقیقت را میگیریم، بیشتر اوقات حقیقت خودش را به شکل علائم مرضی پدیدار میکند. بیخواب میشویم، نیروی جنسی خود را از دست میدهیم، پلکمان میپرد، لکنت زبان پیدا میکنیم، در خواب فریاد میکشیم، بی انرژی میشویم، افسرده میشویم…. برای آشتی با صداقت، استفاده از برخی تکنیکهای بازپروری جنایتکاران مفید است. باید از احساس شرم و خطر اعتراف بکاهیم تا امکان اصلاح رفتارهای خود را بالا ببریم. برای تقویت شجاعت مشاهده کردن درونیات خود، باید دیدی بازتر از آنچه معمول است پیدا کنیم. البته که حسادت کردن، خام بودن، هوسران بودن، ضعیف بودن، محتاج بودن، بچگیکردن، خودخواه بودن، عصبانی بودن و وحشت داشتن طبیعی است. طبیعی است که فرد تحت تأثیر آدمهای بزرگتر یا جوانتر قرار بگیرد و حتی در حین تأهل و عشق به شریک زندگی، هوس ماجراجویی هم به سرش بزند. طبیعی است که فرد از طردشدن و نادیدهگرفتهشدن از سوی شریک عاطفی خود آزرده شود. طبیعی است آدم گاهی وقتها عجیبوغریب رفتار کند. گاهی اوقات دوست داریم پریم روی ریلهای قطار یا کاسه توالت را لیس بزنیم. طبیعی است که بهرغم دستاوردهای اندک خود، رؤیای مشاغل حرفهای بالاتر را در سر بپرورانیم. طبیعی است که روزی چند بار حس حسادتمان برانگیخته شود، از ایرادهای دیگران به کار و طرز عملکردمان آشفته شویم یا آنقدر غمگین شویم که فکر فرار و خودکشی به سرمان بزند. اما هیچکدام از ما چنین طرز برخورد آزاد و صادقانهای نداریم، چراکه میترسیم از چنین اعترافهایی سر سلامت به در نبریم. اما درک کردن یک احساس به معنای غرق شدن در آن نیست. به رسمیت شناختن یک خیال ضرورتاً به معنای پیروی کورکورانه از آن نیست در واقع، اغلب اوقات شناسایی کردن جایگزین عملکردن است آشنایی با نحوه کارکرد خودفریبی هم به خودمان کمک میکند و هم به دیگران. کمکم میفهمیم که دیگران هم مشکلاتی مشابه ما دارند. دیگران هم اغلب حرفشان با حس و خواستهشان همخوانی ندارد، احتمالاً وقتی خود را بیدفاع حس میکنند، گندهگویی میکنند و وقتی احساس حقارت میکنند، خودبزرگ بینانه سخن میگویند، و اینگونه میتوانیم با سعهصدر آنها را بهخاطر عدم تطابق گفتار و رفتارشان ببخشیم. این شیوۂ فکرکردن درباره دیگران نابخردانه نیست، بلکه حرکتی مشفقانه است که به ما فرصت میدهد به رفتارهایی که در ابتدا غیرقابلتحمل به نظر میرسیدند نگاه دیگری بیندازیم.
خود را بهتر شناختن
مؤسسه مدرسه زندگی
ترجمه صنوبر رضاخانی




