loading

اگر بیماری روانی با ناکامی‌هایی در دوران ابتدایی رشد مرتبط است که به احساس بیهودگی و شکل گیری خود کاذب می انجامند، پس درمان باید معکوس این روند باشد. درمان به باز آفرینی فرایندهای اولیه مادری می پردازد تا یک خود حقیقی سالم و اصیل بوجود آورد. تعابیر وینی‌کات از درمان، به شدت بر چنین درکی از امکاناتی که محیط باید برای کودک در حال رشد فراهم کند، تکیه دارد. درمانگر باید بداند که مراجع بودن چه حس و حالی دارد. درمانگر قبول می کند که موضوعی ذهنی در زندگی مراجع باشد.

این امر ممکن است به معنای موضوع عشق مراجع قرار گرفتن درمانگر، بدون تجلیات رفتاری، و یا موضوع نفرت او بودن، بدون تلافی کردن باشد.درمانگر بایستی غیرمنطقی بودن ،سردرگمی، و آشفتگی مراجع را به امید کمک به تحقق واپسروی در او تحمل کند. درمان نوعی فرایند واپسروی کنترل شده است. بدین معنا که شرایط درمان، تمهیدات حرفه ای، و شکیبایی و اعتماد پذیری درمانگر، همگی نوعی واپسروی را در بیمار تسهیل می کنند. واپسروی ، بازگشتی سازمان یافته به وابستگی اولیه و مرحله نقصان محیطی است. این امر نه یک بازگشت به نقطه ای عقب تر در حیات غریزی فرد، بلکه بیشتر گرایشی به سوی تثبیت مجدد وابستگی است.

بهبودی در درمان چیزی نیست که درمانگر متحقق سازد. این مراجع است که در رابطه وابسته خود، از طریق نوعی خود-درمانی، به بهبودی دست می یابد. هدف درمان آن است که با میسر ساختن تجربه رضایت بخش نارسیسیزم یا قدرت مطلق اولیه، ناکامی هیجانی قدیمی را از حالت سخت و منجمد خود خارج کند. در درمان، تغییر زمانی حاصل می شود که در چهارچوب قدرت مطلق فرد، عوامل آسیب زای پیشین به شکلی خاص آن فرد، وارد مواد درمانی شوند.

در اینجا وجوهی از محیط که در زمان خود با ناکامی همراه بوده اند، مجدداً زیسته می شوند، با این تفاوت که این بار محیط به جای ناکامی، در تسهیل گرایش های فرد برای نمو و رشد، موفقیت آمیز عمل می کند. درمانگر، واپسروی مراجع را تقویت می کند تا فرد بتواند تجارب پیشین نوزادی اش را از نو زندگی کند و کاستی های رشدش را اصلاح نماید. مراجع در درمانگر اعتماد می بندد زیرا درمانگر محیط مناسب و امکانات محیطی لازم را به شکلی قابل اعتماد و بردبارانه فراهم می آورد.

با افزایش استقلال، مراجع پیشرفت را تجربه می کند، و درمانگر کمک می کند تا خود حقیقی فرد با ناکامی های محیطی محدودی مواجه شود بی آنکه به سازماندهی دفاع هایی بپردازد که مستلزم ایجاد خود کاذب برای محافظت از خود حقیقی هستند. تمام اینها باید بارها و بارها تکرار شوند، درست همانطور که مادر نسبتاً خوب باید مکرراً تجارب خوبی برای نوزادش ایجاد نماید.وینی کات به عنوان نمونه به توصیف تلاشی برای پاسخگویی به نیازهای نوزادی یکی از مراجعان نوجوان خود پرداخته است. مراجع بی انگیزه مورد بحث، روزی به وینی کات تلفن زد و از او خواست وقت ملاقاتی برای روز بعد که تعطیل آخر هفته بود برایش تعیین کند. این درخواست از یک پزشک اطفال مشهور و پر مشغله، تا حدی غیر منطقی و دور از واقع بینی بود.

با وجود این، وینی کات می دانست باید بکوشد این خواسته را برآورده سازد زیرا حرکتی از سوی آن پسر بود و وینی کات می خواست همانند والدین موفقی که خود را با نیازهای نوزاد هماهنگ می سازند، خود را با او سازگار کند. وینی کات کوشید در درمان این مراجع فضایی درمانی ایجاد کند که در آن مراجع بتواند درمانگر مورد نیاز خود را خلق کند و درمانگر نیز بتواند با رفتن در آن نقش، حداقل در مراحل ابتدایی درمان، تحقق واپسروی را تسهیل کند.

 

 

روابط موضوعی و روان‌شناسی خود

مایکل سنت کلر

ترجمه:علیرضا طهماسب، حامد علی آقایی

آموزش هامطالب مفید

امکان ارسال دیدگاه وجود ندارد!