تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوئید در بیمارانی مطرح میشود که الگوی همیشگی زندگیشان انزوای اجتماعی بودهاست. آنچه در آنها بسیار مشهود است، این است که از تعاملهای انسانی ناراحت میشوند. درونگرایند و حالت عاطفیشان کند و محدود است بهطوریکه ممکن است افراد غیر متخصص و عادی آنان را افرادی خشک و بیاحساس تلقی کنند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید را دیگران، آدمهایی نامتعارف، عجیب، منزوی و تکرو میدانند.
خصایص بالینی
افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید اشخاصی سرد و نجوش به نظر میرسند که خویشتن دار و گوشهگیر هستند و هیچ توجهی به اتفاقات روزمره و علایق سایر افراد نشان نمیدهند. آنها ظاهری آرام، منزوی، و غیر معاشرتی دارند. سرشان در لاک خودشان است و به هیچ وجه نیاز یا اشتیاقی به داشتن پیوندهای عاطفی با دیگران نشان نمیدهند. آنها از همه دیر تر به تغییرات مد در جامعه تن میدهند.

تاریخچه زندگی این افراد نشان میدهد که به امور انفرادی علاقه دارند و در مشاغل یک نفره و غیر رقابت طلبانهای که برای دیگران غیرقابل تحمل است، با موفقیت به کار میپردازند. زندگی جنسی آنها ممکن است منحصراً در خیال طی شود و ایجاد روابط جنسی پخته را هر بار به وقتی دیگر موکول کنند. مردانی که به این اختلال مبتلایند، ممکن است هیچ وقت ازدواج نکنند، چون نمیتوانند با کسی صمیمیشوند؛ اما زنهای مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید ممکن است منفعلانه به ازدواج با مردان پرخاشگر که خواهان چنین زنهایی هستند، تن دهند. افراد مبتلا به این اختلال شخصیت معمولاً هیچ وقت نمیتوانند خشم خود را مستقیماً ابراز کنند. اما میتوانند در امور فارغ از روابط انسانی، مثل ریاضیات و نجوم، سرمایه عاطفی قابل توجهی صرف کنند. همچنین ممکن است دلبستگی بسیاری به حیوانات پیدا کنند. اینها اغلب مجذوب مدهای غذایی و بهداشتی (مانند گیاهخواری و خامخواری)، نهضتهای فلسفی و طرحهای مربوط به بهبود وضعیت اجتماعی میشوند؛ خاصه طرحهایی که به هیچ وجه مستلزم دخالت و نقش فعال خود فرد نیست.
گرچه افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید بهنظر میرسد که در لاک خود فرورفتهاند و روزها به افراط غرق در رؤیا میشوند، اما قابلیت شناخت واقعیت را بههیچوجه از دست ندادهاند. از آنجا که اعمال پرخاشگرانه جای چندانی در مجموعه واکنشهای معمول آنها ندارد، اگر با تهدید یا خطری (خواه واقعی و خواه تصوری) روبهرو شوند، اکثر اوقات یا غرق در خیالات همه توانی میشوند، یا به تسلیم و رضا تن میدهند. اینگونه افراد اغلب سرد و تودار به نظر میرسند، اما گاه اندیشههایی بهراستی خلاق و ابتکاری به ذهنشان خطور میکند که میتوانند آنها را بپرورانند و در اختیار دیگران بگذارند.

درمان
روان درمانی: درمان بیماران دچار اختلال شخصیت اسکیزوئید شبیه درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است. با این تفاوت که تمایل و استعداد بیماران اسکیزوئید برای درون نگری با انتظارات درمانگر همخوانی دارد و اینها گرچه ممکن است با درمانگر رابطهای صمیمی برقرار نکنند، اما در رواندرمانی فعالانه شرکت میکنند. به تدریج که بیمار اسکیزوئید به درمانگر اعتماد پیدا میکند، با دلشوره و هیجان بسیار، ترس فراوان خود را از اینکه به نحو غیرقابل تحمل وابسته شود و حتی به تدریج با درمانگر یکی شود، و نیز خیالات و دوستان تصوری فراوان خود را بر ملا میکنند.
در گروه درمانی: اینگونه بیماران ممکن است تا مدتها ساکت بمانند، اما بالاخره مشارکت میکنند. در برابر حملات پرخاشگرانه سایر اعضای گروه به این بیماران – که چرا این قدر ساکت ماندهاند – باید از بیمار دفاع کرد. به تدریج اعضای گروه برای بیمار اسکیزوئید اهمیت پیدا میکنند و او که در جاهای دیگر انزوا پیشه میکند، ممکن است تنها تماس اجتماعی خود را در همین گروه برقرار کند.
دارو درمانی: درمان با مقادیر کمی داروهای ضدّ روان پریشی، ضد افسردگی و محرک روانی در برخی از بیماران مؤثر بودهاست. داروهای سروتونرژیک ممکن است از حساسیت بیمار به طرد کم کند. بنزودیازپینها میتوانند به کاهش اضطراب بین فردی کمک کنند.



